تبلیغات
پاسخ به :خبرها،رسانه ها ومطالب نقد پذیر سایت ها ووبلاگها - پاسخ به مشی نسنجیده مشائی
به وبلاگ من خوش آمدید
urd gagole nainava risheh pabetoop pasokh bagh tadbirmanzel myhrmweb hrmmm golashgol mamasadegh noyes qarachadirlar shahsevanebaghdadi buscoob xalijfars urd map of GH site

[ یورد ] [ گاگول ] [ نینوا ]

[ ریشه ] [ پابه توپ ] [ پاسخ ]

[ باغها وبوستانها ] [ تدبیرمنزل ]

[ وب مدیریت منابع انسانی من ]

[ پژوهش وبررسی منابع انسانی ]

[ گولش گول ] [ ممصادیق ]

[ نه بله ] [ قاراچادیرلار ]

[ ایل شاهسون بغدادی ]

[ بوشكوب بروزن گوشكوب ]

[ خلیج فارس ] [ یورد ]

بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
كل بازدیدها:
كل مطالب:
كل نظرات:
ایجاد صفحه: - ثانیه

  

دیروز بار دیگر رحیم مشایی درباره دوستی با مردم اسرائیل سخن گفت و تاكید كرد :    "برای هزارمین بار و قوی‌تر از گذشته اعلام می‌كنم كه ما با همه مردم دنیا دوست هستیم، حتی مردم آمریكا و اسرائیل"

به گزارش فارس، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی ظهر امروز دوشنبه طی سخنانی در گردهمایی روسای نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در خارج از كشور كه در وزارت امور خارجه برگزار شد با اشاره به سخنان برخی مسئولان درباره مردم اسرائیل و امریكا گفت: ما با مردم اسرائیل دوست نیستیم و ایران برای خود منطق مشخصی دارد كه همان چیزی است كه مقام معظم رهبری بیان فرمودند.

http://www.alef.ir/content/view/30940

رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیت‌الله خامنه‌ای بارها تأكید كرده‌اند كه ملت اسرائیل، یك ملت جعلی و دروغین، اراذل و اوباش، غاصب و بی هویت هستند.

به گزارش خبرگزاری فارس، جعلی‌بودن رژیم غاصب صهیونیستی و پروژه ملت‌سازی از سوی سردمداران صهیونیسم بین‌الملل، موضوعی است كه بارها از رهبر انقلاب، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در مناسبت‌های مختلف طرح و از زوایای گوناگون به آن پرداخته شده است.

موجودیت ساختگی و دروغین رژیم موهومی به نام اسرائیل كه اختاپوس‌وار بخش اعظم كشور اسلامی فلسطین را در نوردیده است، پیش از رهبری آیت‌الله خامنه‌ای نیز همواره از سوی بنیان‌گذار انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(س) مورد موشكافی و بررسی قرار می‌گرفت و آن بزرگوار نیز در مناسبت‌های متعدد چه در بدو شكل‌گیری شعله‌های انقلاب اسلامی در سال 1341 و 42 و چه پس از آن، همواره مسأله فلسطین و موجودیت جعلی رژیم اشغالگر قدس و نیز فرایند ملت‌سازی این رژیم را مطرح و خطر آن برای مسلمانان و كشورهای اسلامی را گوشزد می‌كردند.

سید حسن نصرالله، دبیركل حزب‌الله لبنان پنج سال پیش در دیدار با جمعی از طلاب حوزه علمیه قم، مقام معظم رهبری را «كارشناس‌ترین كارشناسان درباره مسائل اسرائیل» ذكر كرد و از ایشان به عنوان بلندپایه‌ترین رهبر مقاومت اسلامی علیه رژیم صهیونیستی نام برد.
به همین مناسبت در ادامه بخشی از دیدگاه‌های ایشان درباره ملت بی‌هویت، جعلی و دروغین اسرائیل را مرور می‌كنیم.

رهبر انقلاب ‏در هشتم اردیبهشت سال 1372 در دیدار مسئولان و كارگزاران حج به مرور سیر تاریخی اشغال كشور فلسطین پرداختند و تصریح كردند: «درباره مسأله فلسطین، آنچه بنا دارم عرض كنم این مطلب است كه در این قضیه، نكته بسیار تلخی وجود دارد. اگر چه همه مسائل مربوط به سرزمین فلسطین تلخ است، اما این نكته، انصافاً گزنده است كه در تبلیغات جهانی، در تمام این چهل و پنج سال كه از اشغال فلسطین می‌گذرد، بخصوص در این یك، دو دهه اخیر سعی شده است نشان داده شود كه یهودیانی كه آمده‏اند و فلسطین را گرفته‏اند، مردمی مظلوم، دارای حق و مورد فشار و تعدّی هستند.
وقتی صهیونیست‌ها و یهودیانِ روسی می‏خواستند به فلسطین مهاجرت كنند، نمی‏گفتند اینها غاصبند؛ اینها اهل فلسطین نیستند كه به آنجا می‏روند؛ اینها اهل روسیه‏اند، اهل اوكراینند، اهل كشورهای اروپایی و اهل امریكایند كه هر كدام در سرزمین خود، جایی، مكانی، خانه‏ای، ثروتی، پولی و زندگی‏ای دارند. با این حال به فلسطین می‏روند تا حق یك فلسطینی را بگیرند، خانه او را صاحب شوند، ثروت و سرزمین او را غصب كنند و امكان تشكیل خانواده را از او بگیرند. این را كه نمی‏گفتند...

این كاری است كه از شصت، هفتاد سال پیش تا به امروز انجام داده‏اند؛ یعنی بیست و پنج سال قبل از آنكه فلسطین را رسماً اشغال كنند، همین روش را انجام دادند. اینها ابتدا كه وارد فلسطین شدند، نگفتند "ما مهاجر به فلسطین می‏آوریم." مردم فلسطین تعجّب می‏كردند كه اینها چه‏كسانی هستند كه می‏آیند؟! به دروغ گفتند "متخصّص می‏آوریم!" مطالبی كه می‏گویم، مستند است؛ در اسناد وزارت خارجه انگلیس بوده كه افشا شده است. بعضی از وزارتخانه‏های امور خارجه دنیا، اسناد قدیمی و كهنه را منتشر می‏كنند و در اختیار همه قرار می‏گیرد. اسنادی كه عرض می‏كنم، امروز بعد از شصت، هفتاد سال در اختیار ما قرار گرفته است. در این اسناد، افسر انگلیسی‏ای كه در فلسطین مسئول كاری بوده، در گزارش خود می‏نویسد: ما به مردم فلسطین گفتیم كسانی كه وارد فلسطین می‏شوند، متخصّص و مهندسند؛ دكترند و فلان و بهمانند كه می‏آیند كشور شما را آباد كنند! وقتی هم سرزمین شما را آباد كردند، می‏روند.
همین افسر انگلیسی در نامه‏ای نوشته است: ولی ما به این مردم، دروغ می‏گوییم! یهودیان فاقد تخصّص و بی‌هنر را از اطراف دنیا جمع كردند به فلسطین بردند و امكانات و زمین و همه چیز در اختیارشان گذاشتند؛ چون می‏خواستند صاحبان اصلی فلسطین را از آن كشور بیرون كنند... می‌خواهند یك ظلم را تثبیت كنند؛ می‌خواهند یك ظلم را قانونی و رسمی كنند. البته كه ما مخالفیم! همه‌ جوانمردان عالم باید مخالف باشند. همه مسلمانان باید مخالف باشند و با آن مخالفت كنند. خانه ملت فلسطین را از آنها گرفته‌اند و یك عدّه غاصب را در آنجا جا داده‌اند، پشتیبانی كرده‌اند و به دست آن غاصبین، صاحبخانه‌ها را به فجیع‌ترین شكل، سركوب كرده‌اند.»

ایشان در دیدار مسئولان نظام و سفرای كشورهای اسلامی در سالروز مبعث پیامبر اكرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در روز چهارم آبان‌ماه 1379 نیز تصریح كردند: «فلسطین باقی مانده است؛ ملت فلسطین، باقی مانده است. در كنار وجود ملت فلسطین، یك غصب بزرگ هم وجود دارد. عدّه‌ای را از اطراف دنیا جمع كردند، یك ملت جعلی و دروغین تشكیل دادند، اسمی هم روی آن گذاشته‏اند، با ابزارهای قدرت هم آن را مجهّز كرده‏اند؛ این در كنار واقعیت ملت فلسطین، امروز خودنمایی می‏كند.»

رهبر انقلاب همچنین در دیدار فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در 25 شهریور 1372 نیز خاطرنشان كرده بودند: «در قضیه فلسطین، آنچه حقیقت قضیه است، همین مطلبی است كه سال‌های متمادی است جمهوری اسلامی علناً و مستدلاًّ آن را بیان كرده است. یك باند و گروه وابسته و مزدور به قدرت‌های جهانی، با اتّكا به همین وابستگی‌شان، آمدند سرزمین فلسطین را غصب كردند. آیا كسی می‌تواند منكر این بشود؟! از این چند میلیون صهیونیستی كه امروز در سرزمین‌های اشغالی ما در فلسطین هستند، چند نفرشان فلسطینی‌اند؟ پدرشان در فلسطین بوده یا خودشان متولّدِ فلسطین‌اند؟! بیگانه‌هایی هستند كه با اهدافی شوم، از جاهای مختلف به این‌جا آورده شدند، تا این‌جا را پایگاهی قرار دهند، و نفوذ قدرتهای استكباری را در منطقه، راحت گسترش دهند. آیا این غصب نیست؟! آیا این ظلم نیست؟! آیا این محكوم نیست؟! اگر گروهی بروند خانه دیگری را، شهر دیگری را بگیرند، این در نظر آزادیخواهان و مردم عادّی و منصف اهل هر دین و مذهبی مردود نیست؟»

ایشان همچنین‌ در دیدار با شركت‌كنندگان‌ در كنفرانس‌ بین‌المللی‌ حمایت‌ از انقلاب‌ اسلامی‌ مردم‌ فلسطین‌ كه در روز 27 مهرماه سال 1370 در حسینیه امام خمینی(س) برگزار شد خاطرنشان كردند: «ما از كسانی كه امروز می‌گویند می‌خواهیم در قضیه فلسطین راه‌حل عادلانه پیدا كنیم، سؤال می‌كنیم كه این راه‌حل عادلانه چیست؟ فلسطین متعلق به كیست؟ جز اینكه متعلق به فلسطینی است؟ آیا شما با تغییر اسم می‌توانید یك ملت را از اولی‌ترین حقش یعنی حقِ داشتن سرزمین خود محروم كنید؟ آیا با تبلیغات می‌توانید یك ملیت دروغین به نام ملیت اسرائیلی به وجود بیاورید؟ آیا چنین چیزی مقبول است؟ آیا چنین چیزی مطابق با انصاف است؟ آیا چنین چیزی عادلانه است؟ مسأله غیر از اینهاست... چرا شما افرادی را با ملیت‌های مختلف روسی، انگلیسی، امریكایی، آفریقایی، آسیایی، از هند و از مناطق دیگر دنیا در این‌جا جمع كرده‌اید، تا مردمی را از خانه‌ی خودشان بیرون كنید؟ اگر شما صلح می‌خواهید، صلح به این است كه افرادی كه متعلق به كشورهای دیگرند، به خانه‌های خودشان برگردند و فلسطین را به فلسطینی‌ها بدهند.»

رهبر انقلاب همچنین در خطبه‏های نماز جمعه تهران در روز بیست و دوم ماه مبارك رمضان و روز قدس مصادف با دهم دی‌ماه 1378 درباره اخراج ملت فلسطین از سرزمین خود و وارد كردن غاصبان از نژادهای مختلف به این كشور فرمودند: «در میان زشتی‌هایی كه در این قرن بر ما گذشت كه البته در كنارش محسّناتی هم در این قرن اتّفاق افتاده است كه حالا مورد بحث ما نیست؛ یكی از زشت‏ترین، یا شاید بشود گفت زشت‏ترین آنها، مسأله فلسطین بود. چرا؟ چون در این قضیه، یك ملت را از كشور خودش بیرون كردند. من خواهش می‏كنم جوانانی كه با مسأله فلسطین خیلی آشنایی و سابقه ذهنی ندارند، روی این كلمات تأمّل و درنگ كنند. یك ملت را از خانه و از كشور خود بیرون كنند و یك عدّه آدم‌هایی را از اطراف دنیا جمع كنند و به جای آن افراد در آن كشور بگذارند. چرا؟ چون آن جماعتی كه از اطراف دنیا جمع كردند، از یك نژادند؛ نژاد اسرائیلی، نژاد یهودی! یعنی یك حركت نژادگرایانه زشت كه هر جای دنیا به‏وسیله هر كسی در ابعاد كوچكتر از این پیش می‏آمد، مایه ننگ و سرافكندگی بود؛ اما این را در ابعاد یك كشور به‏وجود آوردند...
این‏طور نیست كه شما خیال كنید تا ابد باید فلسطینی‌ها - صاحبان سرزمین - خود و اولادشان بیرون از سرزمین خودشان باشند؛ یا اگر در آن داخلند، به‏صورت یك اقلیّتِ مقهور زندگی كنند و آن بیگانه‏های غاصب در این‏جا بمانند؛ نه، چنین چیزی نیست...

اصل ماجرای فلسطین چیست؟ اصل ماجرا این است كه یك عده از یهودیان متنفّذ در دنیا به فكر ایجاد یك كشور مستقل برای یهودی‌ها افتادند. از فكر اینها دولت انگلیس استفاده كرد و خواست مشكل خود را حل كند. البته آنها قبلاً به فكر بودند به اوگاندا بروند و آن‏جا را كشور خودشان قرار دهند. مدّتی به فكر افتادند به طرابلس، مركز كشور لیبی بروند؛ لذا رفتند با ایتالیایی‌ها كه آن وقت طرابلس در دست آنها بود صحبت كردند؛ اما ایتالیایی‌ها به اینها جواب رد دادند؛ بالاخره با انگلیسی‌ها كنار آمدند. انگلیسی‌ها آن وقت در خاورمیانه اغراض بسیار مهمِ‏ّ استعماری داشتند؛ دیدند خوب است كه اینها به این منطقه بیایند. اوّل به عنوان یك اقلیت وارد شوند، بعد بتدریج توسعه پیدا كنند و گوشه‏ای را، آن هم گوشه حسّاسی را بگیرند ـ چون كشور فلسطین در نقطه حساسی قرار دارد ـ و دولت تشكیل دهند و جزء متّحدین انگلیس باشند و مانع شوند از این كه دنیای اسلام ـ بخصوص دنیای عرب ـ در آن منطقه اتّحادی به‏وجود آورد. درست است كه اگر دیگران هوشیار باشند، دشمن می‏تواند اتّحاد ایجاد كند؛ اما دشمنی كه از بیرون آن‏طور حمایت می‏شود، با ترفندهای جاسوسی و با روش‌های گوناگون می‏تواند اختلاف ایجاد كند كه همین كار را هم كرد: به یكی نزدیك شود، یكی را بزند، یكی را بكوبد، با یكی سختی كند. بنابراین، در درجه اوّل كمك كشور انگلیس و بعضی كشورهای غربی دیگر بود. بعد اینها بتدریج از انگلیس جدا و به امریكا متّصل شدند. امریكا هم اینها را تا امروز زیربال خودش گرفته است. اینها به این معنا كشوری به‏وجود آوردند و آمدند كشور فلسطین را تصرّف كردند. تصرّف‌شان هم این‏طوری بود: اوّل با جنگ نیامدند؛ اوّل با حیله آمدند، رفتند زمین‌های بزرگ فلسطین را كه زارعان و كشاورزان عرب روی آنها كار می‏كردند و خیلی هم سرسبز و آباد بود، با قیمت‌های چند برابر قیمت اصلی، از صاحبان و مالكان اصلی این زمین‌های بزرگ كه در اروپا و امریكا بودند خریدند؛ آنها هم از خدا خواستند و زمین‌ها را به این یهودی‌ها فروختند. البته دلاّل‌هایی هم داشتند كه نقل كرده‏اند یكی از دلال‌های‌شان همین "سیّدضیاء" معروف، شریك رضاخان در كودتای 1299 بود كه از اینجا كه به فلسطین رفت، آنجا دلاّل خرید زمین از مسلمانان برای یهودی‌ها و اسرائیلی‌ها شد! زمین‌ها را خریدند؛ زمین‌ها كه ملك اینها شد، با روش‌های واقعاً بسیار خشن و همراه با سبعیّت و سنگدلی، بتدریج شروع به اخراج زارعان از این زمین‌ها كردند. در جایی می‌رفتند، می‏زدند، می‏كشتند و در همین هنگام افكار عمومی دنیا را هم با دروغ و فریب به طرف خودشان جلب می‏كردند.

این تسلّط غاصبانه صهیونیست‌ها بر فلسطین سه ركن داشت: یك ركنش عبارت از قساوت با عرب‌ها بود. برخوردشان با صاحبان اصلی، با قساوت و با سختی و خشونت شدید همراه بود. با اینها هیچ‏گونه مدارا نمی‏كردند.
ركن دوم، دروغ به افكار عمومی دنیا بود. این دروغ به افكار عمومی دنیا، یكی از آن حرف‌های عجیب است. این قدر اینها به‏وسیله رسانه‏های صهیونیستی كه دست یهودی‌ها بود، دروغ گفتند - هم قبل از آن و هم بعد از آن، این دروغها گفته می‏شد - كه به خاطر همین دروغ‌ها بعضی از سرمایه‏داران یهودی را گرفتند! خیلی‌ها هم دروغ‌های آنها را باور كردند. حتّی این نویسنده فیلسوف اجتماعی فرانسوی - "ژان پل‏سارتر" - را نیز كه خودمان هم در جوانی چندی شیفته این آدم و امثال او بودیم، فریب دادند. همین "ژان پل‏سارتر" كتابی نوشته بود كه بنده در سی سال قبل آن را خواندم. نوشته بود: "مردمی بی‌سرزمین، سرزمینی بی‏مردم"! یعنی یهودی‌ها مردمی بودند كه سرزمینی نداشتند؛ به فلسطین آمدند كه سرزمینی بود و مردم نداشت! یعنی چه مردم نداشت؟ یك ملت در آنجا بود و كار می‏كرد. شواهد زیادی هم هست. یك نویسنده خارجی می‌گوید در سرتاسر سرزمین فلسطین، مزارع گندم مثل دریای سبزی بود كه تا چشم كار می‏كرد، دیده می‏شد. سرزمین بی‏مردم یعنی چه؟! در دنیا این‏طور وانمود كردند كه فلسطین یك جای متروكه مخروبه بدبختی بود؛ ما آمدیم اینجا را آباد كردیم! دروغ به افكار عمومی!»

ایشان ‏در چهارم تیرماه سال 1375 نیز در جمع مردم مشهد و زائران حضرت علی بن موسی‏الرضا علیه السلام خاطرنشان كردند: «پلیدتر از آمریكا، دولت صهیونیست در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریكا، یك دولت و متّكی به یك ملت است. در صورتی كه اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّكی بر یك ملت نیست! ملت ساكن آن مناطق، ملتی است كه امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمكشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. در آن روز یك عدّه افراد زورگو و متجاوز، با پشتیبانی دولت انگلیس به منطقه فلسطین آمدند. اهالی آن منطقه را بیرون كردند و فرزندان و بازماندگان آنها - بیش از یك میلیون نفر - هنوز هم در زیر چادرها و در شرایط اردوگاهی زندگی می‏كنند! زیر چادر، یا چیزی شبیه چادر، در كوخ‌ها زندگی می‏كنند! مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال كوخ‌نشینی و اردوگاه‌نشینی زندگی می‏كنند. خانه‏های آنها و وطن آنها در اختیار كسانی است كه از اروپا، از استرالیا، از آمریكا، از آسیا و از آفریقا به آنجا رفته‏اند و یك ملت جعلی و دروغین به وجود آورده‏اند و در آنجا به نام یك ملت، زندگی می‏كنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد.
گناه جمهوری اسلامی این است كه این حرف را می‏زند! جمهوری اسلامی بر خلاف دولت‌های دیگر كه از ترس یا با تطمیع امریكا همین حرف حق را كتمان كرده و پوشیده داشتند، این حرف را به صراحت می‏زند و می‏گوید حق، حقّ است و باطل، باطل است. ما نمی‏توانیم انكار كنیم كه ملت فلسطین وجود داشته، ولی امروز آواره است. نمی‏توانیم انكار كنیم كه سرزمین فلسطین، از مردم فلسطین غصب شده است؛ آن هم نه با یك روش ظاهراً با نزاكت، بلكه با كشتار و آدمكشی و فریب و دروغ و اعمال زور و سفّاكی و قتل عام. دولت اسرائیل با قتل عام و غدر و فریب و سفّاكی و لگدزدن به ارزش‌های انسانی به وجود آمد. حقوق یك ملت در مقابل پای مهاجرین صهیونیست كه وارد فلسطین اشغالی شدند، قربانی شد.»

رهبر معظم انقلاب اسلامی همچنین در سخنرانی تاریخی خود در مراسم گشایش كنفرانس بین‏المللی حمایت از انتفاضه فلسطین در چهارم اردیبهشت 1380 در تهران فرمودند: «دلایلی در دست است كه عدّه‏ای از اراذل و اوباشِ غیریهودی شرق اروپا را به نام یهودی به فلسطین كوچانیدند... و انگلیسی‌ها هم با مجموعه‌ای از طرح‌های حساب‌شده، یهودیان را به فلسطین آوردند و مسلمانان را از خانه و كاشانه خویش آواره كردند.»

ایشان همچنین‏ در خطبه‏های نماز جمعه تهران در روز 28 دی‌ماه سال 1375 گفتند:‌ «چه كسی باور می‏كرد كه بیایند ملتی را از این كشور بیرون كنند و یك عدّه را از اطراف دنیا جمع كنند و به این جا بیاورند و به اصطلاح یك كشور تشكیل دهند؟ امر خیلی عجیب و باورنكردنی‏ای است.»
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار شركت‏كنندگان در همایش بین‏المللی رسانه‏های جهان اسلام در حمایت از انتفاضه فلسطین‏ نیز فرمودند: «در بخش دیگری از دنیا، با تكیه بر داستان‌های ذكر شده در تورات و این كه اینجا سرزمینی است كه به فرزندان اسرائیل بخشیده شده، بسیاری از مسیحیان را هم با خود همفكر و همدل كردند. آن طوری كه من در آماری ملاحظه كردم، اینها توانسته‏اند در برخی كشورها - از جمله عمدتاً در امریكا - به عنوان پشتوانه افكار عمومی، با همین تبلیغات، میلیون‌ها صهیونیست غیر یهودی درست كنند!»

ایشان همچنین در دیدار با اعضای كنفرانس اسلامی فلسطین در سیزدهم آذرماه سال 1369 تأكید كرده بودند: «در مسأله فلسطین، هدف، محو اسرائیل است و میان سرزمین‌های اشغال‌شده قبل و بعد از سال 1967 هیچ تفاوتی وجود ندارد. هر وجب از خاك فلسطین، یك وجب از خانه مسلمین است و هر حاكمیتی به جز حاكمیت اسلام و مردم مسلمان فلسطین، حكومتی غاصب محسوب می‌شود.»

http://www.tabnak.ir

قسمت سبز زمین‌هایی كه در دست فلسطینیان بوده و قسمتهای سفید روند اشغال فلسطین توسط صهیونیستها را در 60 سال گذشته نشان می دهد.

 

امروز که اوضاع فلسطین از جمله اسفبارترین معضلات جهان اسلام به شمار می رود، جا دارد تا با مروری بر سخنان بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران به نگاه عمیق ایشان به این مسئله پرداخته و نسل جوان و انقلابی کشورمان را با دیدگاههای پیشرو بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران آشنا کنیم:
در بحبوبه جنگ سوم اعراب و اسرائیل که مقارن بود با پائیز سال 1352 و رمضان 1393هجری قمری (این جنگ در کتابهای تاریخی به جنگ اکتبر 1973 میلادی نیز مشهور است . ) امام خمینی(ره) که در نجف اشرف ساکن بود طی پیامی خطاب به سران دولتهای اسلامی نوشتند: « اکنون که دولت غاصب اسرائیل، برای فتنه انگیزی بیشتر و تجاوز زیادتر به سرزمینهای عربی و ادامه دست غاصبانه در قبال صاحب حق به پا خواسته و آتش جنگ را برای چندمین بار شعله ور ساخته است. . . . بر عموم دولتهای ممالک اسلامی و خصوص دول عربی لازم است که با توکل بر خدای متعال و تکیه بر قدرت لایزال همه قوا، نیروی خویش را بسیج ساخته به یاری مردان فداکاری که در خط اول جبهه، چشم امید به ملت اسلام دوخته اند بشتابند، برای آزادی فلسطین و احیای مجد و شرف و عظمت اسلامی در این جهاد مقدس شرکت کنند. از اختلاف و نفاقهای خانمانسوز و ذلت بار دست برداشته. . . . از قدرت پوشالی مدافعان صهیونیسم و اسرائیل نهراسند. . . . سران کشورهای اسلامی باید توجه داشته باشند که این جرثومه فساد را که در قلب کشورهای اسلامی گماشته اند، تنها برای سرکوب ملت عرب نیست، بلکه خطر و ضرر آن متوجه همه خاورمیانه است. نقشه استیلا و سیطره صهیونیسم، بر دنیای اسلام و استعمار بیشتر سرزمینهای زرخیز و منابع سرشار کشورهای اسلامی می باشد.. . . ملت اسلام به حکم وظیفه انسانی و اخوت و طبق موازین عقلی و اسلامی موظفند که در راه ریشه کن کردن این گماشته استعمار از هیچ فداکاری دریغ نورزند.. . بر همه آزادیخواهان جهان است که با ملت اسلام هم صدا شده ، تجاوزات غیر انسانی اسرائیل را محکوم نمایند. » اگر چه تا قبل از این تاریخ امام در سخنرانیها و برخی نوشته ها به مسئله آزادی قدس و محور اسرائیل اشاره داشتند، اما این اولین بار بود که طی یک پیام مکتوب، دستور جهاد مسلمین علیه اسرائیل و ریشه کنی و نابودی این جرثومه فساد را خواستار شدند.
استکبار جهانی که تا این زمان، امام را تنها به عنوان یک مخالف سیاسی رژیم منحوس پهلوی می شناخت، از این تاریخ نام امام را به عنوان یک سیاستمدار جهانی مخالف با استعمار و استکبار و صهیونیسم به لیست های سیاه خود اضافه کرد. از این تاریخ به بعد در اغلب پیامها و سخنرانیهای امام ، لفظ نابودی اسرائیل و تذکر خطر این جرثومه فساد برای جهان اسلام، دیده و شنیده می شود. از جمله در پیامی که به مناسبت نکوهش جشنهای دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی و همزمانی سالگرد آن با جنگ رمضان خطاب به ملت ایران صادر فرمودند، چنین می خوانیم: « اینجانب کرارا خطر اسرائیل و عمال آن را که در راس آنها شاه ایران است گوشزد کرده ام، ملت اسلام تا این جرثومه فساد را از بن نکنند روی خوش نمی بینند و ایران تا گرفتار این دودمان ننگین (پهلوی) است روی آزادی نخواهد دید. » سال 1357 اوج مبارزه ای بود که امام خمینی از دو دهه پیش علیه رژیم شاهنشاهی پهلوی آغاز کرده بود حجم مصاحبه ها، پیامها و سخنرانیها در طول سال 1357 به مراتب بیش از گذشته است. اگر چه محور اصلی تمامی این سخنرانیها و نوشته ها سرنگون حکومت پهلوی و استقرار نظام جمهوری اسلامی است، اما حتی حرکتی به این عظمت نیز امام را از موضوع فلسطین که از جمله مسائل اصلی جهان اسلام بوده و هست غافل نکرد. امام در آبانماه سال 1357 در دهکده نوفل لوشاتو در حومه پاریس و در جمع دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج که برای شنیدن سخنان ایشان گرد آمده بودند ضمن اشاره به توطئه های دشمن و بویژه سلاح تفرقه، تنها راه نجات فلسطین از چنگال صهیونیسم بین المللی را وحدت دانسته و فرمودند: . « . . . الان چقدر سال است که اسرائیل غصب کرده است سرزمین فلسطینی ها را و این همه جمعیت عرب و ممالک عربی، نتوانستند آنجا را آزاد کنند، می گویند آمریکا پشت سر اسرائیل است، . . . اگر قدرت صد میلیونی عرب با هم متحد شود، آمریکا هم نمی تواند کاری بکند. اروپا هم نمی تواند، هیچ جا نمی تواند کاری بکند، لکن مجتمع نیستند اعراب. . . . . دشمن نمی گذارد مجتمع بشوند.. . » در همان زمان یعنی 20 آبانماه سال ،1357 امام خمینی در مصاحبه ای با روزنامه لبنانی « النهار » درباره فلسطین چنین فرمودند: « ما از سالهای بسیار قبل، همیشه راجع به اسرائیل و غاصب بودن آن صحبت کرده ایم، همیشه بنای ما این است که در کنار برادران فلسطینی خود باشیم. . . . بیت المقدس باید به مسلمین برگردد.. . دول عربی علیرغم تعداد انبوه جمعیت و دارا بودن همه شکل امکانات مادی فراوان. . . . از جهت اختلافاتی که بین آنها است، نمی توانند از سرزمینهای عربی دفاع کنند، من امیدوارم که اختلافات را رفع کنند و حکومتها به مسائل اسلامی توجه داشته باشند و به خواست خدا این غده سرطانی (اسرائیل) را از سرزمینهای خود قطع نمایند. » بنیان گذار جمهوری اسلامی در مصاحبه دیگری با یک خبرنگار فرانسوی درباره مبارزه مردم فلسطین و رابطه آن با نهضت اسلامی فرمودند: « یکی از علل قیام مردم مسلمان ایران علیه شاه، حمایت بی دریغ او از اسرائیل غاصب است. شاه نفت اسرائیل را تامین می کند و ایران را بازار مصرف کالاهای اسرائیل کرده است و برای فریب افکار عمومی صرفا به محکوم کردن اسرائیل می پردازد. ملت مسلمان ایران و هیچ مسلمان و اصولا هیچ آزاده ای، اسرائیل رابه رسمیت نمی شناسد. » همچنین در همان تاریخ امام خمینی به خبرنگار خبرگزاری فلسطینی وفا فرمودند: « همانطور که قبلا اشاره کردم، ما همیشه در حد امکانات و قدرتمان از برادران فلسطینی برای پایان دادن به تجاوز اسرائیل و آزاد کردن اراضی اسلامی از دست اسرائیل غاصب حمایت می کنیم. » امام خمینی پس از رجعت پیروزمندانه به ایران و در اوج گرفتاریها و ساماندهی حکومت جمهوری اسلامی، باز هم از مسائل فلسطین غافل نشد و در هر فرصتی به ایراد دیدگاههای خود و حمایت از مبارزات مردم فلسطین تا آزادی قدس و استقلال و استقرار حکومت اسلامی در این سرزمین پرداخت. از جمله در دیدار اولین سفیر فلسطین در تهران پس از پیروزی انقلاب اسلامی که به همراه رئیس کلیسای ارتدوکس لبنان در تاریخ فروردین 1358 در قم ، فرمودند: « من از سالهای بسیار طولانی ، نسبت به فلسطین و نسبت به اسرائیل نظرهای خودم را کرارا گفته ام و حالا هم می گویم: ما اسرائیل را غاصب می دانیم و در محلی که آمده بطور غصب آمده است، قدس باید نجات پیدا کند و اسرائیل را براند، دول عربی باید با هم اجتماع کنند و اسرائیل را از زمینهای خودشان برانند و دست مستعمرین را کوتاه کنند. »
امام خمینی (ره) در سال 1361 در جمع برخی مسئولین کشوری و لشگری درباره سکوت دولتهای اسلامی در برابر جنایات اسرائیل فرمودند: . « . . ابتلای اسلام امروز این است که گوشهایی که باید به مسائل و مشکلات مسلمین گوش بدهند کر شده اند. و زبانهایی که باید برای مصالح مسلمین به کار بیفتد لال شده اند و چشمهایی که باید مصیبتهای که بر مسلمین وارد می شود ملاحظه کنند، کور شده اند، ما با این لالها، کرها و کورها چه بگوئیم . . . آیا باز هم می خواهند قرارداد کمپ دیوید را تایید کنند طرح فهد را برای شناسایی اسرائیل تائید کنند . . . اینها از عجایبی است که در تاریخ باز می ماند.. . ننگ هایی است که بر پیشانی این اشخاص ثبت خواهد شد.. . عذر نیست پیش خدای تبارک و تعالی. . . سلاحی که شما دارید دنیا ندارد و او سلاح نفت است. . . سلاحی که خدای تبارک و تعالی به اختیار شما گذاشته است برای خدای تبارک و تعالی از او استفاده کنید.. . من امیدوارم که ملتهای کشورهای اسلامی به این مسائل توجه کنند و ننشینند تا اینکه وقت بگذرد. امروز روزی است که اگر با هم قیام کنند، اسرائیل بکلی از بین خواهد رفت. . . من امیدوارم که این دولتها بیدار بشوند و با این ماده سرطانی (اسرائیل) که خطرش برای همه منطقه و برای اسلام است، قیام کنند. » امام امت در جمع گروهی از سیاستمداران و اعضا شورای مرکزی حزب الله لبنان به تاریخ 9 اسفند 1366 در حسینیه جماران همچنین فرمودند: « امروز همه قدرتها و ابرقدرتها دست به دست یکدیگر داده اند که نگذارند فلسطینیهای مسلمان به هدفشان برسند، حتی بسیاری از کسانی که به ادعا نسبت به فلسطینیها اظهار علاقه می کنند، علاقه شان به این نیست که مسلمانان فلسطینی بر اسرائیل غلبه کنند و متاسفانه با سکوت و سازش و تماشا دست به دست هم داده اند که نگذارند مسلمانان فلسطین پیروز بشوند، چرا که پیروزی آنها، پیروزی اسلام است. . . ما باید این معنا را در نظر داشته باشیم که با تمام قوا و تا آخرین نفرمان مهیا شویم و در راه خدا جهاد کنیم. دفاع از نوامیس مسلمین و دفاع از بلاد مسلمین و دفاع از همه حیثیات مسلمین امری است لازم. . . خصوصا در این شرایط که لبنان و فلسطین فریاد « یا للمسلمین » سر می دهند » آنچه 15 سال پیش امام درباره قدرتهای بزرگ و هدف استکباری آنها علیه مردم فلسطین ترسیم کردند. امروز نیز قابل رویت است. در حالی که رژیم غاصب تا دندان مسلح صهیونیستی به هیچیک از مصوبه های سازمان ملل گردن نمی نهد و بی مهابا کشتار مردم فلسطین را ادامه می دهد، سران مرتجع عرب کر و لال و کور نظاره گر جنایت و ظلم، ظالم هستند. براستی نتیجه 50 سال مماشات با این رژیم غاصب چه سودی برای اعراب داشته است آیا اسرائیل کوچکترین توجهی به خواست اعراب و جامعه جهانی نمود آیا اسرائیل الفبای قوانین بین المللی و حقوق بشر را پذیرفت چرا دنیای باصطلاح متمدن! بدنبال یک قطعنامه سازمان ملل، که هدف اصلی آن سرنگونی صدام حسین دیکتاتور عراق بود، تمام ملت مسلمان عراق را سالهاست به صلابه کشیده چرا به بهانه مبارزه با تروریست مردم مسلمان افغانستان هدف بمبهای آمریکائی قرار می گیرند چرا به بهانه های مختلف مسلمانان چچن ، اندونزی، فیلیپین، پاکستان، هند، آفریقا و حتی در اروپا بوسنی و هرزه گوین، آماج گلوله می شوند واقعیت همان است که امام راحل فرمودند، هدف اسلام است. و تکلیف جهاد تا آخرین نفر است. عملیات استشهادی می تواند گوشه ای از این جهاد باشد، هر چند که بلندگوهای آمریکائی، صهیونیستی آن را تروریست معرفی کنند. وقتی همین بلندگوها در سال ،1358 امام و نظام اسلامی را مرتجع معرفی می کردند، امام فرمود اگر دفاع از اسلام و مستضعفین و آزادیخواهان ارتجاع است، پس ما مرتجعیم. واقعیت در آن روز و امروز این است که استکبار جهانی به سرکردگی صهیونیسم بین الملل و آمریکای جنایتکار، چنین برچسبهایی را برای اسلام تدارک دیده است، دیروز « ارتجاع! » و امروز « تروریسم ! » در حالی که خودشان با توسل به شاه مخلوع افغانستان، اوج ارتجاع را به نمایش گذاشتند و با قتل عام مردم فلسطین و افغانستان بدترین نوع تروریسم را اجرا می کنند. نسل دوم و سوم انقلاب اسلامی و امیدهای فردای ایران اسلامی باید بدنبال پاسخ این سوالها باشد که چرا استکبار جهانی و ایادی داخلی آنها چنین برچسبهایی را برای اسلام تدارک دیده اند در حالی که خودشان بی شرمانه هم ارتجاع را قبول دارند و هم تروریست گونه عمل می کنند. پاسخ روشن است همان که رئیس جمهور بی تجربه و تحمیلی آمریکا گفت: « هر که با ما نیست بر ماست » و نتیجه این سخن را نیز می توان در سرنوشت استالین، دیکتاتور شو

نوشته شده توسط اصغرحسنی در سه شنبه 22 مرداد 1387 و ساعت 10:08 ق.ظ [+] | نظرات ()
به انتخاب رویانیان بعنوان مدیرعامل پرسپولیس از20چه نمره ای میدهید؟ •